دوشنبه ۸ فوریهٔ ۲۰۱۰

آرام تر لطفا!

من برای وقت های اضافه م لیستی از صدها برنامه دارم از سال ها پیش ، ده ها فیلم ندیده ، کتاب های نخونده ، جاهای نرفته ، کارهای تلنبار شده ، هدف های فراموش شده ، تفریحات لذت بخش هرگز تجربه نشده... و نمی تونم لذت اون لحظه ای رو توصیف کنم که یکی از این موارد از لیستم خط می خوره!
من موندم اون هایی که می گن از بیکاری حوصله شون سر می ره ، بعدها غصه نخواهند خورد برای روزهایی که استفاده نکردند؟
همیشه برای وقتم ارزش قایل بوده و هستم اما الان یه چند وقتیه که انگار حریصتر شدم در برابر گذشت زمان ! دوست دارم ثانیه ها کش بیان تا من شاید به تمام چیزایی که توی کله م می گذره برسم، می شه؟!

چهارشنبه ۳ فوریهٔ ۲۰۱۰

می گویم چه خبر؟
می گوید: هیچی ، اینترنت قطعه!
می گم : اینکه خبر نیست ، یادداشت روزانه مون شده!
می خندیم به آزادی که در این مملکت گل و بلبل بیداد میکند تا هیچکدام گریه مان نگیرد برای کوچکترین دلخوشی هایی که دارند دریغ می کنند از من و ما!

جمعه ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۱۰

لولوخورخوره

باورش سخته که دهه اول قرن بیست و یکم هم رو به اتمام باشه و هنوز یه عده اینجا انقدر ببخشیدا! نادون باشن! طرف خیال می کنه اینترنت زیر نظر مستقیم بوش و اوباما و چه می دونم این و اون اداره می شه ، مثلا صبح تا شب باراک اوباما نشسته داره فقط به خاطر منحرف کردن اذهان عمومی ایرانیان خیلی آگاه مث ایشون ، هی اینترنت رو آپ می کنه:) اسم اینترنت که میاد قیافه ش یه جوری می شه انگار از لولو حرف می زنی! فکر کن:))) در ضمن ایشون بی سوادی چیزی نیست ها، نخیر لیسانس گرفته دبیر مدرسه ست اینجوری!

چهارشنبه ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰

آی کیو

دیروز مقاله ای می خوندم در مورد ضریب هوشی مردم کشورهای مختلف در آخرین سنجشی که انجام شده نوشته دکتر شهرام یزدانی دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی. در این گزارش آمده که ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه هوشی نود و هفتم را در بین ملل مختلف داراست. در این گزارش آمده است :
مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در كشورهای مختلف صورت گرفته است.میانگین ضریب هوشی در آمریكا و انگلستان حدود 100 است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، كره‌ای، هنگ كنگی و تایوانی 105 و برای تركیه، كشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین 78 و 90 و برای كشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین 65 تا 75 است. در این میان كشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 كشور جهان دارا می‌باشد. هوش یك سازه انتزاعی مولتی فاكتوریال محسوب می‌شود و هنگامی كه صحبت از تفاوت ضریب هوشی بین دو فرد می‌شود تفاوت‌های ژنتیكی، تفاوت‌های محیط فیزیكی، تفاوت‌های محیط روانی و تفاوت‌های آموزشی به خصوص در دوران كودكی می‌تواند توجیه كننده تفاوت ضریب هوشی باشد، اما هنگامی كه با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو كشور یا دو نژاد مواجه می‌شویم قایل شدن به تفاوت ژنتیكی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.
نکته جالبی که در این گزارش بود اثر مهاجرت نخبگان بر ذخیره ژنتیکی یک کشور و از جمله کشور ما بود . نویسنده اشاره می کنه که با مهاجرات بسیاری از افرادی که ضریب هوشی بالاتر از حد متوسط در یک کشور دارند ، در واقع نسل بعدی از پدر و مادرهایی با ضریب هوشی های پایین تر متولد می شه و بنابراین یک پله نسبت به نسل فعلی پایین تر خواهد رفت و به همین ترتیب ادامه پیدا می کنه. بعنوان مثال دلیل اینکه اسکاتلند در اروپا با عدد 97 پایین ترین ضریب هوشی را داراست مهاجرت نخبگان این کشور در مقیاس وسیع به انگلیس ذکر شده و طبق آمار همین مهاجران اسکاتلندی ضریب هوشی متوسط 108 را داشته اند!
حالا با این اوصاف نباید از آینده ایران از این منظر هم ترسید و براش نگران بود؟ ما همیشه عادت کردیم که برای خودمون به قول بچه ها نوشابه باز کنیم و هی تعریف و تعریف که ایرانیان فلانند و بهمان ، اما واقعیت چیز دیگه ای رو می گه و این انتخاب خود ماست که کدوم طرف رو قبول کنیم. سرخوش و مست فرهنگ و تمدن و هنر دیرین ایران باشیم یا به فکر چاره ای برای آینده سرزمین مادری؟

دوشنبه ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۱۰

دست و دلباز

امتحان یکی از درس هام امروز بود، از اونجایی که همیشه خودم خوشم نمی اومد از اونهایی که اول امتحان می اومدن و می گفتن : " سوال به هیچ عنوان جواب داده نمی شه" ، سعی می کنم تا جایی که راه داشته باشه جواب سوال هاشونو بدم. اما این وسط بعضی ها هم عجب سوال هایی می کنند ها ، نمونه ش این یکی که واقعا خنده دار بود:

دانشجو: میشه در مورد این سوال یه راهنمایی بکنید؟

من: سوالتون واضحه ، اگه مشکل خاصی در موردش دارید سوال کنید.

دانشجو: نه ، فقط اگه میشه شما اول جواب رو بگین باید از کجا شروع کنم ، بقیه شو خودم می نویسم ، نمره اون قسمت اولشو هم نمی خوام، مال خودتون!

من : !!!!!!!!!!!!!!!!!

چهارشنبه ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰

قول می دم!

دیدن درد و غم انسان ها هر جای دنیا باشه فرقی نمی کنه ، دل آدم رو به درد میاره ، حتی شده وقتی دارم به غم کسی فکر می کنم یهو احساس کنم یه چیزی مث سوزن فرو رفت توی پام ، یا توی دستم ، یا توی قلبم حتی! یه جور احساس همدردی عصبی! دیدن درد ، درد میاره ، مگه می شه ضجه پدری رو شنید برای پسرش و آروم موند؟ مگه می شه گریه مادری رو دید و اشک به چشم نیاورد؟
اما یه وقتایی با این احساس همدردی ، یه چیزی مث حس زندگی درونت شکوفا می شه ، یه جور جدیدی انگار قدر زندگی رو می دونی و شادی که می تونی بهش دست پیدا کنی. اینجور وقتا حتی اگه مثل این روزهای خیلی از ماها ، بهانه برای غم بیشتر باشه تا شادی ، اما خوب که فکر کنی می بینی دلیل برای تلاش کردن خیلی بیشتر از همه این هاست ، شادی هایی که حق ماست و اونهایی که دیگه نیستند ، چیزهایی که باید می داشتیم و نداریم ، چیزهایی که می تونیم داشته باشیم اگه بخواهیم . اصلا من فکر می کنم هر کسی این روزها از بین ما میره ، با رفتنش یه قولی از ما می گیره که سبز باشیم و سبز زندگی کنیم تا برسیم به اون چیزهایی که خیلی ها آرزوشو داشتند اما مجال رسیدن بهش رو نه... که همدیگه رو دوست داشته باشیم و هوا رو از عطر زندگی و عشق پر کنیم

جمعه ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۰

خواب هایم کو؟

خواب هایی می بینم این روزها که هیچوقت ندیده ام ، خواب اغتشاش می بینم شب تا صبح را!خواب خیابان های سوخته در آتش انتقام ، خواب زخم های عمیقی که کینه نقش می کند بر تن ها و بر روح درمانده من... یک شب خواب عزاداری می بینم و شب دیگر خواب فرار .. کم بود دردهای صبح تا شب که پیشکش تک تکمان کرده بودید؟ یکی نیست بگوید خواب های آرامی که شب تا صبحش قصه رنگین کمان بود و شمع و گل و پروانه ، چه شد که به اغتشاش کشیده شد؟! چه کسی می آید دستی به سرم بکشد حالا که صبح شده و من سرم از خواب های شبانه هنوز درد می کند؟